نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ سراج قمری

سراج قمری / از ترکیبات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بیا چو غنچهٔ تر، خیمه زن برابر گل

شراب لاله‌صفت خور، به بوی ساغر گل

ورق ورق، گل ازان شد، که تا فرو خوانی

نشاط نامه ی می خوارگان زدفتر گل

به هر کجا که کنون عاشقی است نالنده

چو بلبلانش بینی نشسته دربر گل

زر گل از پی آن، بیشتر به باد شود

که هست جمع زباد هوا، همه زرگل

لباس پاره ی شادی توان رفو کردن

زجیب پاره ی صبح و، زدامن ترگل

سپیده دم زطرب چاک کرد حله خویش

که باقی است شراب شبانه در سر گل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و نشاط گل‌ها و تاثیر آن‌ها بر دل عاشقان اشاره می‌کند. او از غنچه و گل به عنوان نماد عشق و شادابی یاد می‌کند و به می‌خوارگان و حال خوش آنان در کنار گل‌ها اشاره دارد. همچنین از زیبایی صبح و بوی خوش گل‌ها صحبت می‌کند و به این نکته می‌پردازد که شادی و عشق مانند گل‌ها در زندگی انسان نقش مهمی دارند. در نهایت، شاعر از شراب شبانه و تأثير آن بر روح و دل در سپیده دم صحبت می‌کند.