شمارهٔ ۳۰ - تجلّی جمال عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر نخواهد بود اندر صدر جنّت وصل یار
قعر دوزخ عاشقان خواهند کردن اختیار
حور عین هر چند میدارد جمال با کمال
تو برابر با تجلّی جمال حق مدار
عابدان نظّاره نتوان کرد یک حور بهشت
گر ندارد عاشقان مست را در انتظار
جامِ مالامال در ده ای خدا خمرِ طهور
اندرونی لغو باشد نی صداع و نیِ خمار
گر بیفتد در جهنم یک تجلّی جمال
بشکفد گلهای رنگارنگ در وی صدهزار
روی زرد عاشقان رنگین کند در روز حشر
تخت زرّین بهشت و خانههای زرنگار
سایه طوبی و جنتّ حوض کوثر را کجاست
از حلاوتها که باشد در وصال کردگار
اندرآن خلوت که آنجا ره نیابد جبرئیل
میرود از فارس سلمان و بلال از زنگبار
تن به نعمتهای جنّت میشود پرورده لیک
جان بباید پرورش از دیدن پروردگار
گر برانگیزی ز خاک گور بنمایی جمال
خلق مسکین را ز گریه دیدهها گردد غبار
وعده دیدار گر در قعر دوزخ میکنی
میکشد در چشم، آتش را، خلائق سرمهوار
محیی گر دیدار رحمت بایدت از عزّوجل
دامن مردان بگیر و صبر کن تا روز بار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و محتوای عمیق عشق الهی و وصال معشوق واقعی اشاره دارد. شاعر بیان میکند که اگر در بهشت نتوان ملاقات یار را داشت، در قعر دوزخ عاشقان انتخاب خواهند کرد. حورهای بهشتی هرچند زیبا هستند، اما اگر عشق و مستی عاشقان در انتظار حوری نباشد، دیدن یک حور از آینده فراتر خواهد بود. اگر جمال حق در جهنم نمایان شود، زیباییهای بیشماری در دلها شکوفا خواهد شد. شاعر تأکید میکند که بهشت و نعمتهای آن ارزشمندند، اما ارزش حقیقی در دیدن پروردگار نهفته است. در نهایت، او به صبر در برابر مشکلات و امید به دیدار خداوند اشاره میکند.