عبدالقادر گیلانی
زندگینامهٔ عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (تولد ۴۷۰ الی ۴۹۱ - وفات ۵۶۰ الی ۵۶۲ ه.ق) از مشایخ صوفیه و مؤسس سلسله تصوف قادریه است. وی در شعر تخلص «محیی» را اختیار کرده بوده و دیوان شعرش به «دیوان غوث اعظم» معروف است. غزلیات عبدالقادر گیلانی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار عبدالقادر گیلانی
شعرهای عبدالقادر گیلانی
- شمارهٔ ۶ - آه مردم — آه دردآلود مردم جان جانها را بسوخت
- شمارهٔ ۱ - روزگار دل — در غم عشق تو زان بگذشت کار دل مرا
- شمارهٔ ۳ - بلبل شوریده — ای بلبل شوریده دیوانه توئی یا ما
- شمارهٔ ۵ - وعده دیدار — از جمال لایزالی برنداری گر نقاب
- شمارهٔ ۲ - پیرکنعان — گر ندادی آرزوی وصل جانان ،جان مرا
- شمارهٔ ۴ - همت مردانه — بی حجابانه درآ از در کاشانه ما
- شمارهٔ ۷ - هرچه خواهی بطلب — سیصد و شصت نظر راتبه بنده ماست
- شمارهٔ ۸ - غم مخوری — غم مخوری که عاقبت جای تو صدر جنت است
- شمارهٔ ۱۰ - همره بادصبا — هرچه از سنگین دلان بر جان ما آید خوش است
- شمارهٔ ۱۱ - پای دل — پای دل در کوی عشقت تا به زانو در گِل است
- شمارهٔ ۱۳ - زلال رحمت حق — گنه کردی بگو کردیم ای دوست
- شمارهٔ ۱۴ - الله گو — باتو ای عاصی مرا صلح است هرگز جنگ نیست
- شمارهٔ ۱۵ - درد بی حدّ — گفتا کیی توبا ماگفتم کمین غلامت
- شمارهٔ ۹ - می صافی — می صافی طلب جانا که دُردی کش گرانخوار است
- شمارهٔ ۱۲ - شب وصل حبیب — آن که آتش افکند درخلق جانان من است
- شمارهٔ ۱۶ - آه از آن ساعت — یا رب آن ساعت که خلق از ما نیارد هیچ یاد
- شمارهٔ ۱۹ - شیوه شیرین — مرا کشتی و گویی خاک این بر باد باید کرد
- شمارهٔ ۲۰ - چون برقع بر اندازد — تعالی الله چه حسنست این که چون برقع براندازد
- شمارهٔ ۲۲ - شرح جور یار — نمیدانم که او تا کی پی آزار خواهد شد
- شمارهٔ ۱۷ - آرزو دارم — روزنی جز زخم تیرش در سرای تن مباد
- شمارهٔ ۲۴ - سرمست صبغت الله — وقت مستی بلبلان آمد
- شمارهٔ ۲۳ - طعنه بدخواه — من نمیگویم که جور روزگارم میکشد
- شمارهٔ ۲۱ - حضور درد — زسر تا پا ی من گر همه اندوه و غم باشد
- شمارهٔ ۱۸ - بلای ناگهان — دل ناشاد من شاید که روزی شادمان گردد