شمارهٔ ۱۴۴ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
نیست جز عشق را رکوع و سجود
عشق هم ساجد است و هم مسجود
هر چه جز عشق نیست غیر عدم
هر چه عشق است نیست غیر وجود
گر بوجدان رهی بری دانیک
عشق هم واجد است و هم موجود
عقل را نیست نسبتی با عشق
عقل معدود و عشق نامعدود
عقل را نیست قدرتی بر عشق
عقل محدود و عشق نامحدود
نیست جز عشق عاقل و معقول
نیست جز عشق عابد و معبود
عشق حق است و غیر او باطل
عشق مقبول و غیر او مردود
ادب عشق بود در قرآن
هر چه فرمود از حدود و قیود
عشق هم ساغر است و هم ساقی
عشق هم شاهد است و هم مشهود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بر اهمیت و جایگاه اصلی عشق در هستی تاکید دارد. شاعر بیان میکند که عشق تنها حقیقت موجود است و همه چیز جز عشق، عدم و پوچی است. عشق نه تنها خود را در بوجود داشتن نشان میدهد بلکه همچنین شامل عشق به معشوق و ارتباط با خداوند است. عقل در مقابل عشق محدود و دارای نسبتی نیست، زیرا عشق نامحدود و بیپایان است. عشق حقیقت و مقبول و در تضاد با هر چیز باطل و مردود است. در نهایت، عشق به عنوان معلم و مفهومی بنیادین در قرآن نیز معرفی میشود.