نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / مدایح / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

روی مه آئینه جمال محمد

طلعت خورشید پایمال محمد

سایه ندارد که آفتاب فلک نیز

آمده در سایه ظلال محمد

خضر که خورد آب زندگی و بقا یافت

جرعه کشی بود از زلال محمد

موسی نعلین کند در شب میقات

تا که بگیرد بکف نعال محمد

نعمت دنیا نه بلکه جنت ماوی

لقمه ای از سفره نوال محمد

چرخ خم آورده پشت با همه رفعت

بو که حکایت کند ز دال محمد

آتش طور و درخت نور نبد جز

لمعه ای از جلوه جلال محمد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف جمال و مقام والای حضرت محمد (ص) می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌ و نورانی بودن حضرت محمد صحبت می‌کند و او را خورشید حقیقت و کمال می‌داند. در این اشعار، به تمثیل‌هایی اشاره می‌شود که نشان‌دهندهٔ جایگاه ویژه حضرت محمد در جهان هستی است، مانند مقایسه‌اش با خضر و موسی. شاعر معتقد است که نعمت‌های دنیا و آخرت به برکت وجود اوست و سایه‌اش به همه جا می‌رسد. همچنین به تجلیات الهی و نورانی بودن وجود او اشاره می‌شود که از آتش طور و درخت نور نیز فراتر است. در نهایت، شعر بیانگر عشق و ارادت شاعر به حضرت محمد (ص) و مقام او در نزد خدا و بندگان است.