نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۶ حافظ

حافظ شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد

وجود نازکت آزردهٔ گزند مباد

سلامتِ همه آفاق در سلامتِ توست

به هیچ عارضه شخصِ تو دردمند مباد

جمالِ صورت و معنی ز امنِ صحتِ توست

که ظاهرت دُژَم و باطنت نَژَند مباد

در این چمن چو درآید خزان به یغمایی

رهش به سروِ سهی قامتِ بلند مباد

در آن بساط که حُسن تو جلوه آغازد

مجالِ طعنهٔ بدبین و بدپسند مباد

هر آن که رویِ چو ماهت به چشمِ بد بیند

بر آتشِ تو به جز جانِ او سپند مباد

شفا ز گفتهٔ شِکَّرفِشانِ حافظ جوی

که حاجتت به عِلاجِ گلاب و قند مباد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به خواست سلامتی و زیبایی شاعر و اهمیت آنها در زندگی اشاره می‌کند. شاعر از خدا می‌خواهد که وجود نازنین و لطیف او آسیب نبیند و سلامت او باعث سلامت همه جهان باشد. او بر این باور است که زیبایی ظاهری و باطنی فرد از وضع سلامت او ناشی می‌شود و نمی‌خواهد که هیچ آسیبی به او برسد. همچنین، شاعر به خزان و بدبینی دیگران اشاره کرده و دعا می‌کند که همیشه در محیطی امن و پر از زیبایی باشد. در نهایت، او به دنبال شفای حقیقی از کلام حکیمانه و پرخاصیت حافظ است و امیدوار است که نیازی به درمان‌های ظاهری نداشته باشد.