شمارهٔ ۱۰۵ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دو، روز مطرب و ساقی گر اتفاق کنند
وفاق در، می و خون در، دل نفاق کنند
حصار شهر مخالف ز ترک پر آشوب
حجاز پر، زنوا، شور، در عراق کنند
شب و خیال ز سیم رباب و پرده تار
مهار تفرقه در بینی فراق کنند
به علم منطقه چرخ را کره سازند
کسان که در کمرت دست خود نطاق کنند
مگر قمر به رخت لاف همسری زندا
که هر مهی دوشبش روی در محاق کنند
هلال بدر، شود طاق از آسمان گذرد
که ابروی تو شبیه هلال طاق کنند
کسان که بی خبرند از سیاق درویشی
. . . پر ز طمطراق کنند
ز می فروش تو «کأس الکرام معنی » خواه
که تا کدوی سرت کاسه رحاق کنند
گرت هواست که رخت افکنی به ساحت حرب
بگو عنان بسر رفرف و براق کنند
مکن عجوزه دنیا نکاح کاین رندان
عروس کاوس و پرویز را طلاق کنند
معطر است دماغ جهان ز عطسه صبح
سزد قنینه و مینا و بط فراق کنند
به امهات و به آبا جواب ده «حاجب »
که غافلان نتوانند خرق آق کنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مضامین عشق، میگساری و تضادهای اجتماعی و شخصی میپردازد. شاعر به تصویر کشیدن صحنههایی از زندگی عاشقانه و چالشهای آن میپردازد. او به درک عمیقتری از ارتباط بین عشق و دگرگونی اجتماعی اشاره میکند و هشدار میدهد که دنیا و مشکلاتش نمیتوانند مانع از لذت بردن از زندگی شوند. از سوی دیگر، شاعر به زیبایی و لطافت عشق و هنر نیز اشاره دارد و بیان میکند که زندگی نباید تحت تأثیر ناپایداریهای دنیایی قرار گیرد. در نهایت، او به اهمیت نیکوکاری و محبت در روابط انسانی تأکید میکند و میخواهد به مردم یادآوری کند که در دنیای پر از ناپایداری، عشق و دوستی ارزشمندترین چیزها هستند.