شمارهٔ ۱۰۸ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عقل کل تا، به قدم از من و از ما دم زد
جلوه حسن تو آن ما و منی بر هم زد
غیرت عشق بنازم که چو افروخت چراغ
شعله بر خرمن خاصان بنی آدم زد
مدعی خواست کند شرح غم عشق بیان
دست قدرت دهنش بست و بلب خاتم زد
راند نامحرم و، ره در حرم قرب نداد
خیمه سلطنت اندر دل هر محرم زد
کرد منسوخ ابد قاعده جنگ و جدال
علم صلح چو اندر وسط عالم زد
از یقین تافت سر خود ز شک شیطانی
در قفا دست خدایش به قفا محکم زد
کرد از ار جهان عقده گشائی جانان
تا که صد عقده بر آن زلف خم اندر خم زد
«حاجبا» کم زن از این عالم و سر فاش مکن
که ز حق گوئی تو دشمن احمق کم زد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی وصفناپذیر معشوق و تاثیرات آن بر زندگی و اندیشه انسانها صحبت میکند. شاعر به قدرت و عمق عشق اشاره میکند که توانسته است جنگ و جدل را منسوخ کند و صلح را در جهان برقرار سازد. او همچنین به این مسأله میپردازد که حقیقت عشق فراتر از درک و بیان انسانهاست و هرگونه تلاش برای توضیح آن با ناکامی مواجه میشود. به نوعی، شاعر با بیان این مضامین، ارزش و قداست عشق و معشوق را به تصویر میکشد و تأکید میکند که زیبایی حقیقی باید در دل و روح انسانها بماند و فاش نشود.