شمارهٔ ۱۱۷ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
روز جشن جم و هان نوبت جامست امروز
جام ده جام که هر کار بکامست امروز
گل چو شاه است و غلامان سرا، سرو، و سمن
ساز، زد صیحه چو چاووش سلامست امروز
آنکه یک عمر بدی معتکف اندر مسجد
پیکرش بر در میخانه مقامست امروز
بلبل از شوق گل امروز بود نغمه سرا
کار عشاق همانا به نظامست امروز
فتوی پیر مغان است که در مذهب ما
می حلال است ریا محض حرامست امروز
خال مشگین تو در زلف دلم کرده اسیر
مرغی اندر طمع دانه به دامست امروز
گفتم از روز قیامت خبری هست تو را
قد، بر افراخت که هان روز قیامست امروز
در خرابات که سر منزل قلاشان است
مسکن واعظ و مأوای امامست امروز
باده خور زانکه بود شحنه چنان مست که باز
مست و هشیار نداند که کدامست امروز
مدعی را مچشان باده معنی «حاجب »
بله پخته کجا در زر خامست امروز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره شادی و جشن است و بر تلاش برای زندگی در لحظه تأکید میکند. شاعر به توصیف حال و هوای جشن و روحیهی آزادگی پرداخته و به تضاد میان زندگی معبدی و زندگی شاداب میپردازد. او میگوید که امروز زمانی برای خوشی و لذت بردن از زندگی است و در این روز، مفاهیم عشق و زیبایی به اوج خود میرسند. همچنین اشاره به اینکه ریاکاری ناپسند و نوشیدن شراب در این روز مجاز است، نشاندهندهی نگاه عمیقتر شاعر به مسائل معنوی و دنیوی است. بهطور کلی، این شعر اشاره به فرصتی برای فرار از روزمرگی و استقبال از شادی دارد.