نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۴ حاجب شیرازی

حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

چهره بر افروخت دلارام باز

تا برد از اهل دل آرام باز

عشق درخشید و جهانگیر شد

عقل در افتاد به سرسام باز

معنی جم آیت جامیم باز

جام دل ماست بده جام باز

دانه فشان تاک گل تک نشین

تا رهی از ذلت ایام باز

روز وصال است غنیمت شمر

تا نکشد کار به پیغام باز

نفس دعا پیشه خود رام کن

تا شودت خنک فلک رام باز

قوت بازوی تو انصاف نیست

چند دوی از پی انعام باز

بیضه مرغ همه عصفور شد

باز بود بیضه اسلام باز

دام ز راه همه برداشتند

دانه میفشان و منه دام باز

«حاجب » ما قبله اهل دعاست

حاجب ما باش و بجو نام باز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زیبایی و تاثیر عشق سخن می‌گوید که بر دل‌های اهل دل تأثیری عمیق می‌گذارد. عشق به‌گونه‌ای درخشید که عقل را به سردرگمی می‌کشاند. وی به اهمیت خوش بودن در لحظات وصال تأکید می‌کند و از خواندن دعا برای آرامش درون یاد می‌کند. همچنین، اشاره‌ای به بی‌فایده بودن تلاش برای دستاوردهای دنیوی بدون عشق و حقیقت دارد. شاعر در آخر، از الهام دعا و طلب کمک از خداوند سخن می‌گوید و به جستجوی نام الهی دعوت می‌کند. در کل، شعر بیانگر اهمیت عشق، دعا و جستجوی حقیقت در زندگی است.