نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۷ حاجب شیرازی

حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قبله آزادگان ابروی جانان است و بس

فتنه آخر زمان آن چشم فتان است و بس

دختر رزصد مسیح از یک شکم بی شوی زاد

تا نگویند این هنر با دخت عمران است و بس

نیست در جن و ملک سودای عشق و ذوق طبع

این دو خصلت در جهان مخصوص انسان است و بس

ای که در شق القمر انکار داری هان ببین

سر او اندر خم ابروی جانان است و بس

مصحف روی تو را هر کس که یک آیت بخواند

اولین توصیف او آیات قرآن است و بس

دردمندان غمت را میل درمان هیچ نیست

هر چه آید از ما تو را عین درمان است و بس

«حاجب » این زیبا غزل برخوان به بزم عارفان

تا نگویند این فصاحت خاص حسان است و بس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به زیبایی و عظمت جانان (عشق یا معشوق) اشاره می‌کند و تأکید می‌نماید که تمامی زیبایی‌ها و خصوصیات خاصی که در جهان وجود دارد، تنها به او نسبت داده می‌شود. او به ویژگی‌هایی چون ابرو و چشم معشوق اشاره می‌کند که همگی از خصلت‌های انسان و عشق ناشی می‌شوند. همچنین، شاعر به انکار برخی افراد درباره زیبایی و معانی عمیق اشاره کرده و می‌گوید که اگر کسی معانی ژرف را جستجو کند، به زیبایی و شگفتی‌های قرآن و عشق پی می‌برد. در نهایت، شاعر به اهمیت عشق و دردهای ناشی از فراق می‌پردازد و می‌گوید که هر درمانی برای دردها در نهایت به عشق مربوط می‌شود.