نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۱ حاجب شیرازی

حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در دو عالم جلوه گر نور رخ یاراست و بس

جمله اشیاء تجلی گاه دلدار است و بس

سینه سیناست، عالم نور حق طالع در اوست

هر که را بینم چو موسی محو دیدار است و بس

معنی قرآن بود مکتوم اندر با، بسم

نقطه فی تحتها خال لب یار است و بس

دوش از پیر مغان پرسیدم از سر وجود

گفت ازخم پرس کو دانای اسرار است و بس

عارفان مست می دیدار و ما مست وصال

در میان جمع امشب شمع هشیار است و بس

یوسف معنی برآمد بر سر بازارها

هر کجا بینم هیاهوی خریدار است وبس

هر کسی آثار نیکوئی در این عالم نهاد

شعر شورانگیز ما فرخنده آثار است و بس

«حاجب » از مستی اناالحق می زند منصور وار

چاره دیوانه بی‌باک را دار است و بس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و شگفتی از عشق و نور الهی می‌پردازد. شاعر به تجلی و ظهور نور یار در دو عالم اشاره می‌کند و آن را تنها حقیقت می‌داند. او سینه‌اش را به مثابه دانشگاه نور حق معرفی می‌کند و هر کسی را که ببیند، محو آن نور می‌داند. مفهوم قرآن را در باطنش نهفته می‌بیند و اشاره به رازها و دانایی‌های پیران می‌کند. در وصف عارفان، آنها را مست از دیدار یار و وصال توصیف می‌کند. او همچنین به وجود آثار نیک در این عالم پرداخته و شعر خود را نشانی از فرخندگی و زیبایی می‌داند. در انتها نیز، حالتی از مستی و دیوانگی را به تصویر می‌کشد که نشان‌دهنده عشق عمیق به حقیقت الهی است.