نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۳ حاجب شیرازی

حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اگر خونم خورَد جانان نخواهم کرد من ترکش

دلا می‌بوس دست و تیغ و نازش را نکوتر کش

مرا ابرو کمان، صیاد زد با تیر مژگانش

به خون چون دید غلتانم چو آهو بست بر ترکش

خورد گر خون مشتاقان چو می روزی بت جانان

نه یک تن می‌دهد ترکش نه یک کس می‌کند ترکش

مرا ماهی است مهر آیین که خورشیدِ جهان‌آرا

بُوَد تاجی که از عهد قدم بوداست بر ترکش

اگر گویند عیسی گشته با خورشید هم‌زانو

تو از خورشید و از کیوان لوای خویش بر ترکش

فلک تیری است زهرآلوده کورا در نیام استی

قدر تیری است سوهان خورده کو را هست برترکش

بریزی خون «حاجب» زان سرانگشتانِ عنابی

تو دستی بر لب خشک من و بر دیدهٔ تر کش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و فراق و حسرت عاشقانه اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که حتی اگر جانش را نیز فدای محبوب کند، از او جدا نمی‌شود و زیبا بودن و نازش را می‌ستاید. او از تیرهای عشق و دل‌شکستگی صحبت می‌کند و می‌گوید که کمان ابرو محبوبش او را زخم کرده است. همچنین به صورت نمادین از نقش قمر و خورشید در زندگی‌اش صحبت می‌کند و می‌گوید که این نمادها در دلش جا دارند. شاعر در نهایت به تصویر خون و اشک عشق و درد جدایی اشاره می‌کند و فضای عاطفی سنگینی را منتقل می‌کند.