شمارهٔ ۱۴۶ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خیزید شمع وحدت روشن کنید روشن
بر تن ز نور معنی جوشن کنید جوشن
از سرو قد موزون وز، رنگ روی گلگون
امروز بزم ما را روشن کنید روشن
بذری است صلح نافع، نخلی است عدل مثمر
درکشت زار خاطر کشتن کنید کشتن
بانگ اناالحق آمد یا حق مطلق آمد
چون مرغ حق تن از دار آون کنید آون
دربند چرخه دوک اعدا چه پیر زالند
کو پنبه گردد آخر رشتن کنید رشتن
کشتیم بذر معنی دادیم آبش از خون
وقت درو، رسیده خرمن کنید خرمن
نفس اژدری است غژمان این خصم خانگی را
یاران حواله تیغ گردن کنید گردن
ای کودکان دنیا مجنون و منکم عقل
از سنگ طعنه خالی دامن کنید دامن
در قتلگاه مردم در زیر تیغ قاتل
گر عاشقید و جان باز مردن کنید مردن
نی همچو گوسفندان در زیر تیغ قصاب
بیچاره وار و ناچار مردن کنید مردن
دوران صلح و عدل است هنگام عفو و جود است
هر جنگ و هر جدالیست با من کنید با من
تیغ زبان «حاجب » بشکست جیش دجال
ای لشگر عزازیل شیون کنید شیون
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دعوت به اتحاد و برپایی صلح و عدل میپردازد. شاعر از مخاطبان میخواهد تا با روشن کردن شعلهی وحدت، بزم مشترکی را برپا کنند و از کشت و کار در راستای صلح بهرهبرداری کنند. او تأکید میکند که زمان برای درو کردن میوههای عدل و حقیقت فرا رسیده است و خواستار قیام علیه ظلم و ستم است. شاعران با اشاره به مبارزه با دشمنان، به خاطر عشق و آزادی آماده فداکاری هستند و بر لزوم عفو و جود در دوران صلح تأکید میکنند. در نهایت، نگران مخاطرات و چالشهای موجود نیز هستند و از یاران میخواهند تا با شجاعت در برابر زورگوییها ایستادگی کنند.