شمارهٔ ۱۵۱ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سنجند اگر قدرت حسنت به ترازو
سنگینی عالم بودت وزن یکی مو
چشمان و دو ابروت دو شیرند و دو شمشیر
من شیر ندیدم که بود در صفت آهو
سیمین ذقنت گوی بود زلف تو چوگان
پشت همه خم گشته چو چوگان بر آن گو
خون همه عشاق روان کرد و هدر داد
چشمان سیه مست تو و نرگس جادو
در علم بود فخر نه در، ریش مطول
گیرم گذرد ریش عوام از سر زانو
ریش بری از دانش و دست تهی از جود
آن ریش چو جارو بود آن دست چو پارو
دنیا نبود یک سر مو قابل تمجید
بگذر تو از این خیره سر ناکس جادو
شب مرغ حقم روز نمایند کبوتر
پر کرده جهان را همه از حق حق و هوهو
کوکو، به لب دجله بغداد همی گفت
کو نغمه چنگیزی و کو عزم هلاکو
«حاجب » خبر صلح دهد در وسط جنگ
با نغمه موزیک و دف و چنگ و پیانو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیتی میپردازد که با چشمان و ابروهای شخصی خاص تجلی مییابد. شاعر قدرت این زیبایی را به اندازههای بزرگ و با ارزش در عالم تشبیه میکند و ویژگیهای فیزیکی را به تصاویری دلپذیر و شگفتانگیز نسبت میدهد. او همچنین به نقد دنیا و superficiality (سطحی نگری) میپردازد، جایی که ریش و ظاهر به جای دانش و فضاهای روحانی مورد توجه قرار میگیرند. در نهایت، شاعر از تضادهای زندگی روزمره و بیاعتنایی به زیبایی حقیقی و معناگرایی انتقاد میکند.