شمارهٔ ۲۰ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
الایا ایها الساقی دع الدنیا و ما فیها
بده صوفیوشان را زان شراب ناب صافیها
طبیب حاذقی ای دوست بیماران هجران را
بیانت صحت عاجل میانت عین شافیها
میانش را، به مو نسبت نباشد لیک دانستم
جهان را بسته با یک مو چو کردم موشکافیها
غمت را بود با دلها شکایتها ز موج خون
لبت از یک تبسم کرد دلها را تلافیها
برو ای صوفی زاهد ببند این دکه حسرت
گذشت آن خرقهبازیها و عرفان کهنهبافیها
به «حاجب» امر شد تا صلح کل گیرد جهان لیکن
برنجد طبع جنگی زین مناهی وین منافیها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مفهوم و طبیعت زندگی و عشق میپردازد. شاعر از ساقی میخواهد که به دنیا و امور زودگذر آن بیتوجهی کند و به جای آن شراب ناب عشق را بنوشد. او همچنین به صوفی و زاهد هشدار میدهد که از دنیا و خرقههای قدیمی دوری کنند و تلاش کنند تا روزگاری شاد و بیدردسر بسازند. شاعر احساس ناامیدی و شکایت دلها را بیان میکند و به جنگ و جدلهایی که در دنیای امروز وجود دارد، اشاره میکند. در نهایت، او به ضرورت صلح و آرامش در جهان اشاره میکند اما از وجود موانع و تضادها ابراز نگرانی میکند.