شمارهٔ ۲۲ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن مفاعلن مفاعلن مفاعلن
سپیده دم بدم کشد اساس اعتبار شب
به آب صلح شوید او سیاهی عذار شب
غزال خوش خرام من فتاده شب بدام من
اگرچه ناروا بود، به راستی شکار شب
همای قدس آشیان فکنده، سایه بر جهان
به صبحدم گشود پر، پرید از دیار شب
به روز شمس در بغل به شب مهم در آستین
شبم به صبح همقدم به صبح رهسپار شب
شب سیاه عاشقان سپیدتر، ز صبح شد
چو آفتاب معدلت برون شد از حصار شب
فساد و فتنه بیشتر ز روز، شب عیان شود
مگر، به چشم و زلف تو بتا بود قرار شب
بدل به صبح وصل شد شب فراق عاشقان
به دست کیست غیر تو عنان و اختیار شب
سیاه بخت شد عدو چو روز ما سفید شد
شعار او سیه بود همیشه چون شعار شب
ببین حسود شوم را غراب بین و بوم را
ندیده روی صبحدم غنوده در کنار شب
بده صلای صلح کل به روز وصل «حاجبا»
به دست جنگجو مده زمام اقتدار شب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تضاد میان شب و صبح میپردازد و به توصیف زیباییها و چالشهای عاشقانه در این دو حالت زمانی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری چون «غزال خوش خرام» و «همای قدس»، به همراهی عشق و زیبایی در بستر شب اشاره میکند. همچنین به این نکته توجه دارد که با طلوع صبح، مشکلات و فتنههایی که شب به همراه دارد، به تدریج آشکار میشود. در نهایت، شاعر از اختیار و قدرت معشوق در دگرگونی شب به صبح یاد میکند و به جنگ و صلح و تأثیر آن بر روابط عاشقانه اشاره میکند. و بر این اساس، شب سیاه عاشقان با صبحی روشنتر تبدیل میشود.