شمارهٔ ۳۰ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)
ای فلک ببال امروز، وی زمین بناز امشب
زانکه باده شد مقصد زانکه ساده شد مطلب
شاه عشق پیدا شد رایتش هویدا شد
ای جهانگیری زد، رکاب بر مرکب
صلح در رکاب او عدل در جناب او
این بود، ورا مکسب آن بود، ورا مشرب
شیر بیشه ایمان حمله ور، شد از ایران
زهر ریزد از دندان خون چکاند از مخلب
زهر، او عدوی ظلم قهر او وبال کین
جان، ز زهر و قهر او هر دو را رسد بر لب
نور او کند روشن شرق و غرب عالم را
حبذا از این مصباح مرحبا بر این کوکب
هادی سبل آم د روز صلح کل آمد
مرد حاسد اندر تاب سوخت منکر اندر، تب
معنی ذهب داند هر که این غزل خواند
«حاجب » از وهب برخواست تا ذهب کند مذهب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر ظهور یک شخصیت بزرگ و محبوب است که به عنوان "شاه عشق" توصیف میشود. او با قدرت و عدالت خود، صلح را به ارمغان میآورد و ظلم و ستم را از بین میبرد. تصویرهایی از قدرت و شجاعت او به ویژه در برابر دشمنان آورده شده است. در پایان، شاعر به ارزش و عظمت این شخصیت اشاره میکند و از او به عنوان نوری که جهان را روشن میکند یاد میکند. در واقع، این شعر تجلیل از عدالت و محبت در برابر ظلم و حسادت است.