شمارهٔ ۳۹ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بر در میکده درویش بنه پای طلب
رو حیات ابد امروز از این خانه طلب
میخ این چادر، صد پاره به دل زن نه به گل
هر چه خواهی طلب از باده فروشان به ادب
خدمت پیرمغان رو، به حقارت نه به کبر
کاندر اینخانه حسب کس ز تو خواهد نه نسب
پای عرعر منشین و ثمر از بید مخواه
رو تو در سایه نخلی که بچینش رطب
عرب از پارسیان تربیت آموخت درست
که سعادت ز عجم بود و شقاوت ز عرب
علم آموز و ادب زانکه به چیزی نخرند
مردم با ادبت جامه دیبا وقصب
لذتی هست بتحصیل علوم ار دانی
که ز دوشیزه نبردند جوانان عزب
«حاجب » از پرده درآ، روی به عالم بنما
که جهانند ز هجران تو در رنج و تعب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره اهمیت جستجوی حقیقت و علم در زندگی و تأکید بر ادب و تواضع است. شاعر به درویشها تاکید میکند که باید با طلب و حسرت به در میکده بروند تا حیات ابدی را بیابند. او به اهمیت خدمت به پیرمغان (استاد) اشاره میکند و میگوید که در این مکان، نسب و حسب اهمیت ندارد و محبت و علم مهمتر است. شاعر همچنین بر لزوم یادگیری و ادب آموزی تأکید دارد و میفرماید که سعادت در نزد عجم است و شقاوت در نزد عرب. در نهایت، او به رنج و تعب عالم اشاره میکند و بر ضرورت نمایاندن احساسات و دلتنگیهای انسانی تاکید میورزد.