شمارهٔ ۴۲ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلات فع فاعلات فع
روی و موی تو، ای تو رب و رب
چون بیاض صبح در سواد شب
تاخت عشق تو، بر حصار دل
همچو برعجم لشگر عرب
بی سبب به عقل عاشقا مخند
زانکه عقل شد عشق را سبب
مدعی تو را، گر ستاره ایست
بینم آشکار شکل ذو ذنب
یکتن از رسل غیر تو نکرد
سحر از دو چشم معجز از دو لب
باش بنده پیر می فروش
چون نواکند بنده عنب
ای که طالبی علم و عشق را
نیمه شب به صدق از خدا طلب
خوانده خویش را قطب الخریف
کو نداندی اقطب از قطب
نی فصاحت است خصم را نه صدق
کس نچیده است از حطب رطب
هست چون عروس علم من عریس
با عروس بکر چون کند عزب
علم راست فخر و زادب شرف
حبذا، ز علم بخ بخ از ادب
ضد صلح شد آنکه را بود
جهل بوالحکم عذر بولهب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعر عاشقانهای است که در آن به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میشود. شاعر از عشق و تأثیر آن بر دل و عقل سخن میگوید و میافزاید که عقل نمیتواند دلیل عشق باشد. او به ستارهای اشاره میکند که شبیه معشوق است و بیان میکند که هیچ پیامبری معجزهای جز معشوق خود نداشته است. شاعر همچنین به اهمیت علم و عشق اشاره میکند و میگوید باید به دنبال علم و عشق بود. در نهایت، او بر این باور است که علم و ادب مهمتر از جهل هستند و فردی که به علم و ادب بیتوجهی کند، در واقع بر ضد صلح عمل کرده است.