شمارهٔ ۵ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خواهی ار، روشن کنی ای ماه سیما جمع را
از حجاب و هم بیرون آی و بنشان شمع را
شمع عالم پرتو استی کافتابی آفتاب
روز روشن کن شب تاریک هجران جمع را
فرد، هر جمعی و جمع فردها سر جمع کل
جمع کن افراد و از هر جمع بگشا سمع را
فتنه بیدار است و امنیت بخواب و عدل مات
بر طبیعت واگذار امروز قلع و قمع را
«حاجبا» ویران شد ایران از چه؟ از کردار زشت
آستین از چشم خونین گیر و بفشان دمع را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر دعوت میکند که ای ماه سیما، برای روشن کردن جمعیت و رفع حجابها، از پنهانی بیرون بیایی و نور شمع را منتشر کنی. شمع عالم، همچون خورشید، باید تاریکی هجران را روشن سازد. شاعر به جمعهای مختلف اشاره میکند و از آنها میخواهد که به یکدیگر گوش فرا دهند و یکپارچه شوند. وضعیت به هم ریخته و فتنهانگیز کنونی را توصیف کرده و از آنچه که بر ایران رفته، ابراز تأسف میکند و خواستار توجه به مشکلات و نابرابریها میشود. شاعر از این میخواهد که به بیداری و اصلاح خود بپردازند.