شمارهٔ ۵۸ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
پادشاهان را خبر از عالم درویش نیست
پادشاهی جز خیال و خواب و مستی بیش نیست
شکوه از دشمن مکن رو، با جهانی دوست باش
دشمنی بدتر تو را، از نفس کافر کیش نیست
صبر من تلخی ز صبر بیش بردارد خواص
گرچه دشمن را، به لب زهریست کاندر نیش نیست
دست کی شوید عدو چون زاهدان از صید عام
گرگ را، بر سر خیالی جز شکار میش نیست
ای مفتش هر چه خواهی عرضه کن در نزد شاه
من اناالحق فاش گویم حاجت تفتیش نیست
جود و همت عصمت و غیرت نشان مردی است
مردی از کفش و کلاه و از سبیل و ریش نیست
بیضه ها بشکست چرخ حقه بازت در کلاه
روی عالم حقه بازی چون تو نادرویش نیست
جاهل ار، نوشت دهدنیش است مستان نوش نیست
کامل ار، نیشت دهد نوش است بستان نیش نیست
رو، به ایران آر کامروز است اندر شهر فارس
طرفه دلداری که در آمریک و در اطریش نیست
قدسیانت طرقو گویند «حاجب » پیش و پس
دور باش نخوتت گر، از پس و از پیش نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد وضعیت پادشاهان و زمامداران پرداخته و به بیداری درویشان و واقعیات زندگی اشاره میکند. شاعر میگوید که پادشاهی بیشتر از خواب و توهم نیست و بهتر است که به جای دشمنی، دوستی را پیشه کنند. او همچنین بر صبر و تحمل تأکید دارد و به این نکته اشاره میکند که دشمنی، بدتر از کفر نیست. شاعر به اینکه جود و همت نشانه مردانگی است، تأکید میکند و از ظاهرگرایی در تعریف مردانگی انتقاد میکند. در نهایت، او به جهل انسانها و حقهبازیهای دنیوی نیز اشاره دارد و عالمی صادق را به دور از ریا و فریب میداند.