شمارهٔ ۶۴ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلات فع فاعلات فع
تا نسیم صبح، بر جهان وزید
در چمن شکفت نوگل امید
شد غزال عدل در چمن چمان
گرگ هار ظلم از، رمه رمید
دست حق برون شد ز آستین
پرده های وهم از میان درید
زاغ و راغ هجر شد در آشیان
شاهباز وصل ز آشیان پرید
ای منجم ار عالمی ببین
نجم شاه عشق بر فلک پدید
رخش عزم تاخت یکه تاز عشق
تیغ بی دریغ از میان کشید
هر که اهل بود مرحمت فزود
وانکه جهل بود دل از او برید
از سواد شب طره ات عیان
وی بیاض صبح در رخت پدید
«حاجب » آنکه شد سرفراز عشق
خار خاریش درد و پا خلید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به توصیف دگرگونی و بیداری صبحگاهی میپردازد. نسیم صبح با خود نویدی از امید و نشاط میآورد. در این فضا، ظلم و ستم به فرار میانجامد و عدالت برپا میشود. پرندگان و موجودات در این صبح تازه به عشق و وصال میپردازند. شاعر اشاره به ظهور عشق به عنوان یک ستاره در آسمان دارد و میگوید که هر کس به عشق روی آورد از رحمت بیشتری برخوردار میشود، در حالی که جهل و نادانی او را از محبت دور میکند. در نهایت، سرفرازی عشق و چالشهایی که برای رسیدن به آن وجود دارد، مورد تأکید قرار میگیرد.