نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۱ حاجب شیرازی

حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خون من گر خورد آن نوش دهن نوشش باد

دل بخون همه آلوده لب نوشش باد

مهر و مه عکس رخ و قامت دلجویش بود

روز و شب آینه زلف بناگوشش باد

ساخت از شمس و قمر آینه طلعت خویش

آفرین بر هنر و زیرکی و هوشش باد

زلف بر دوش بیفکند که از قدرت حسن

بار دلهای پریشان همه بر دوشش باد

دامن عصمت آن کس که ز گل پاکتر است

یاد وصل تو شب و روز در آغوشش باد

خون عاشق به ستم ریختن انصاف نبود

یارب این کینه دیرینه فراموشش باد

در کمین کیست که از آه کند رنجه تنت

بسر تیر قضا زلف زره پوشش باد

هر که چون شمع نخواهد که تو روشن باشی

در غمام ابدی افتد و خاموشش باد

کاوس دهر که سودا به دهرش بفریفت

روی تو آتش و خال تو سیاووشش باد

آنکه فریاد کس او را نرسد هیچ بگوش

پند «حاجب » چو در آویخته گوشش باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در ستایش عشق و زیبایی است. شاعر به وضوح از احوال دل و رنج‌های عاشقانه سخن می‌گوید. او از خون دل و عواطف شدیدش می‌گوید که برای معشوقش خالصانه ابراز می‌شود. زیبایی معشوق را با جلوه‌های طبیعت مثل خورشید و ماه مقایسه می‌کند و بر مهارت و زیرکی او تأکید می‌کند. همچنین، شاعر به درد و رنج عاشقانی اشاره می‌کند که به خاطر عشق خود در عذابند و آرزو می‌کند که کینه‌ها فراموش شود و عشق در آغوش عاشق باقی بماند. در نهایت، شعری پر از احساسات عمیق و تمنای وصال به معشوق است.