شمارهٔ ۹۵ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)
ای آستانت خلد مخلد
وی پاسبانت عقل مجرد
اندر جنابت جیش معظم
وندر رکابت جند مجند
مبنای عزمت به از سکندر
کز دست بنهاد سدی مسدد
تا شبنم فیض باری به رویش
بشکفت در باغ ورد مورد
از قید و بندم دشمن مترسان
شیر است در بند باز است مردد
متروک کردی زایمای ابرو
با، بی کمانی تیغ مهند
از صلح پیچید هر جنگجو، سر
در شرع عشقش، باید زدن حد
فرقی که ساید بر مرقد تو
فرقی ندارد از فرق مرقد
فخر از تو دارند جد و اب و ام
مجد از تو یابند ام و اب و جد
شق حجب کرد انگشت «حاجب »
شق القمر کرد گردست احمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمجید و ستایش از خداوند و جایگاه او میپردازد. شاعر، به زیبایی و عظمت آستان خدا اشاره میکند و از عقل و حکمت او صحبت میکند. در ادامه به مقام مقدس حضرت محمد (ص) اشاره میشود و از ویژگیهای او همچون شجاعت و قدرت یاد میکند. شاعر بیان میکند که دشمنان نباید از او بترسند و در عشق الهی، جنگجویان باید از صلح و محبت پیروی کنند. همچنین، او به مقام و منزلت پیامبر اشاره میکند و میگوید که افتخار خاندانها به اوست و ویژگیهای بزرگ او را در مقایسه با دیگران برجسته میسازد. در نهایت، اشاره میشود که عظمت و معجزات وجود مقدس او نظیر شکاف قمر به خاطر وجود ایشان بوده است.