نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷ صابر همدانی

صابر همدانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

هر کجا هست دل آزار، دل زاری هست

پای مگذار در آنجا که دل آزاری هست

شود از مرغ هوا قدرت آزادی سلب

اندر آن باغ که صیاد ستمکاری هست

ز آه سرد دل ما این همه غافل منشین

ایکه امروز ترا گرمی بازاری هست

فرصت از دست مبادا دهی ای بلبل مست

تا که در ساحت گلشن ز گل آثاری هست

هر که گفتت: بره یار وفادار بمیر

گو: در این شهر مگر یار وفاداری هست؟

نشود دستخوش غارت گلچین (صابر)

آن گلستان که حفاظش در و دیواری هست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان هشدارهایی درباره آسیب‌ها و دردهای ناشی از بی‌توجهی به دل‌ها و احساسات انسان‌ها می‌پردازد. شاعر به مخاطب توصیه می‌کند که در مکان‌هایی که باعث آزار دل می‌شوند قدم نگذارد و به خطرات ناشی از ستم و ظلم در جامعه اشاره می‌کند. همچنین، تأکید می‌کند که نباید فرصت‌های خوشبختی را از دست داد، زیرا در زندگی همیشه مکان‌هایی برای شادی و زیبایی وجود دارد. در نهایت، شاعردهی به وفاداری و حفاظت از زیبایی‌ها و روابط صحیح اجتماعی نیز می‌پردازد.