شمارهٔ ۱۸ صابر همدانی
صابر همدانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
چه شد که کشور ما وادی خموشان است؟
مگر که پنبه به گوش سخننیوشان است؟
اگر ز جهل خود از علم و معرفت دوریم
نه جای شِکوه، که این مزد سختکوشان است
کسی که پردهٔ ناموس خویش و خلق درید
به روی ننگ خود اکنون ز پردهپوشان است
تمیز نیک و بد از هم ز تیزهوشی ده
اگرچه وضع زمان، خصم تیزهوشان است
دریغ و درد، که در روزگار ما (صابر)
زمام ملک به دست وطنفروشان است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وضع ناگوار کشورش اشاره میکند و از خاموشی و بیتوجهی مردم یاد میکند. او به این نکته میپردازد که اگر مردم از علم و معرفت دور باشند، جایی برای شکایت وجود ندارد. شاعر همچنین به خیانت و بیشرمی افرادی که پرده عفت را دریدهاند، انتقاد میکند و میگوید که تشخیص نیک و بد در زمانهای که وضع بر ضد افراد باهوش است، دشوار شده است. او در پایان اظهار تاسف میکند که در این دوران، کشور تحت فرمان کسانی قرار دارد که به وطن خیانت کردهاند.