نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰ صابر همدانی

صابر همدانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ز آن پیشتر، که چرخ گشاید کتاب صبح

برخیز و باش منتظر فتح باب صبح

تا چون نسیم خرم و مشگین نفس شوی

زنهار پای سعی مکش از جناب صبح

در بامداد دیده ی مرغی بخواب نیست

کمتر نئی ز مرغ، حذر کن ز خواب صبح

یک عمر؟ تا که شهره بروشندلی شوی

شو چون ستاره ی سحری همرکاب صبح

دردا! که نیست قافله ی عمر را درنگ

تا شد شتاب عمر یکی با شتاب صبح

هر صبح برتو می گذرد، صبح دیگر است

یکسان نبود و نیست ایاب و ذهاب صبح

در دفتر حیات بشر جز دو باب نیست

یک باب، باب شب شد و یک باب، باب صبح

چون نیست یک دقیقه ز عمر تو بی‌حساب

باشد حساب شام جدا از حساب صبح

بی روی دوست، خانه ی دل، تیره شد مرا

آنسان که تیره شد، دل شب در غیاب صبح

بسیار بی من و تو زند ماهتاب شب

بسیار بی من و تو دمد آفتاب صبح

(صابر)؟ بیمن همت شب زنده دارها

دارم امید آنکه شوی کامیاب صبح

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به اهمیت انتظار و امید در زندگی می‌پردازد. شاعر از خواننده می‌خواهد که قبل از طلوع صبح و آغاز روز، منتظر و با اشتیاق باشد. روز و شب به تناوب می‌آیند و هیچ دو روزی یکسان نیستند. هر لحظه از عمر انسان مهم است و باید به حساب آورده شود. شاعر تأکید می‌کند که در غیاب محبوب، دل تاریک می‌شود و در زندگی، بدون او، شب‌ها را نمی‌توان سپری کرد. در نهایت، با شکیبایی و تلاش، امید به موفقیت و خوشبختی در صبح جدید وجود دارد.