شمارهٔ ۲۱ صابر همدانی
صابر همدانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از بس که آفریده گلت را خدا ملیح
پا تا به سر ملیحی و سر تا به پا ملیح
چشم و لب و دهان و بناگوش و غبغبت
هر یک به شیوهای خوش و هر یک به جا ملیح
سبقت گرفته گرچه به خط خال دلکشت
باز این جدا ملیح بود، آن جدا ملیح
عمرم به سیر و تجربه بر انتها رسید
کس چون تو را ندیدهام از ابتدا ملیح
شرم و حیا، تو را به ملاحت فزوده است
خوش آنکه شد ز دولت شرم و حیا ملیح
تا عندلیب نغمه سراید ز عشق گل
باشد بیاد روی تو، گفتار ما ملیح
(صابر) چو غنچه شو متبسم، چو گل مخند
زیرا که نیست خندهٔ دنداننما ملیح
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر زیبایی و جذابیت معشوق را توصیف میکند. شاعر به تمام ویژگیهای ظاهری و روحانی محبوبش اشاره کرده و او را به عنوان آفریدهای ملیح و زیبا توصیف میکند. شاعر تأکید میکند که هیچکس را مانند او ندیده و زیباییاش فراتر از سایرین است. همچنین، شرم و حیا را به عنوان افزونههایی برای جذابیت او معرفی میکند. در نهایت، اشاره به نغمههای عاشقانه و لبخند و شادابی معشوق نشاندهنده عشق عمیق و زیبایی روحی و ظاهری اوست.