شمارهٔ ۲۹ صابر همدانی
صابر همدانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر دل آیینه رویت را مجسم میکند
جلوهگاهی از صفای دل فراهم میکند
وقت آن کس خوش، که اندر پرتو روشندلی
روز و شب چون مهر و مه خدمت به عالم میکند
خوی بد را آنکه رجحان میدهد بر خلق نیک
جنت خود را مبدل بر جهنم میکند
گریهٔ شب خاطرت خندان کند چون روی صبح
باغ را آثار شبنم سبز و خرم میکند
ای که سخت از ریزش اشک یتیمان غافلی
سیل را باران پی در پی مسلم میکند
شاه اگر بیدار باشد، گو رعیت خفه باش
گرگ را خواب شبان با گله همدم میکند
میتوان با پافشاری از هجوم خصم کاست
سد محکم قدرت سیلاب را کم میکند
گر ضعیفی دست یابد بر قوی، نبود شگفت
پای همت، مور را غالب به ضِیغَم میکند
آفتابآسا قوی شو، ورنه، گر مانی ضعیف
چون هلال مه فلک پشت تو را خم میکند
زور بازوی تهمتن بایدت در کارزار
ورنه کی دشمن فرار از نقش رستم میکند
مصرعی برجسته (صابر) از (کلیم) آرم که گفت:
«زخم ما، خون گریه از بیداد مرهم میکند»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف ویژگیهای انسانی و جوانمردی میپردازد. شاعر به زیبایی و صفای دل اشاره میکند که میتواند دنیا را روشن کند و خدمت به دیگران را رقم بزند. او همچنین به اهمیت انتخاب خوی نیک بر خوی بد میپردازد و اشاره میکند که بدیها میتوانند منجر به جهنم درون شوند. شاعر از قدرت گریه و اشک یتیمان صحبت میکند که میتواند به برکت و رحمت تبدیل شود. سپس به بیداری و آگاهی اشاره کرده و میگوید که اگر رهبر بیدار باشد، مردم هم در امنیت خواهند بود. او درباره استقامت و قدرت در برابر مشکلات هشدار میدهد و اینکه ضعف نمیتواند مانع پیروزی شود. با تشبیههایی از قدرت آفتاب و دلاوری، تأکید میکند که باید در کارزارها قوی بود تا از رقبای خود پیروز خارج شد. در نهایت، با اشاره به صبر و تحمل، بیان میکند که زخمهای ما میتواند به مرهمی برای تسکین دردها تبدیل شود.