شمارهٔ ۳۱ صابر همدانی
صابر همدانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ز خاک تا که گل و ضیمران برآمدهاند
به یاد روی تو در گلسِتان برآمدهاند
به کام غنچه و گل زعفران که ریخته است؟
که در تبسم از آن زعفران برآمدهاند
کدام سنگدلی را هوای گلچین است
که بلبلان چمن در فغان برآمدهاند؟
همیشه سِیرِ تکامل نصیب گلهایی است
که تحت تربیت باغبان برآمدهاند
که میچمد به چمن کز نوید پیک نسیم
شکوفهها به رهش گلفشان برآمدهاند
نشانههاست که خار و گل و گیاه چمن
ز خاک در طلب پی نشان برآمدهاند
(فرات) و (پرتو) و (مفتون) و (رنجی) و (صابر)
در این معامله خوش ز امتحان برآمدهاند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیباییهای طبیعت و گلها اشاره میکند و ارتباط آنها را با عشق و یاد محبوب ترسیم میکند. از خاک تا گل و زیباییها به یاد روی محبوب جوانه زدهاند. غنچهها و گلها به تبسم زعفران اشاره دارند و بلبلان به خاطر زیبایی گلها در چمن به فغان آمدهاند. همچنین، شاعر به این نکته میپردازد که گلها برای رشد و شکوفایی به تربیت باغبان نیاز دارند و در این راستا، فصل بهار و نسیم به آنها کمک میکند. در نهایت، اشاره به گروهی از شخصیتها نیز میکند که در این راه امتحانهای مختلفی را پشت سر گذاشته و به نتیجه رسیدهاند.