شمارهٔ ۳۴ صابر همدانی
صابر همدانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دلا یکدم برآور ناله ای مانند چنگ آخر
که شاید دامن مقصود را آری به چنگ آخر
کمان آسا براه عشق کجبازی کجا باشد؟
به مقصد میرسد از راست رفتاری خدنگ آخر
به راه عشق از فرمان جانان سر مپیچ ای دل
که ترسم آبشارآسا، سرت آید به سنگ آخر
ز مه آموز یکرنگی، نه همچون ما کیان بیضه
برون یکرنگ باشی، وز درون باشی دو رنگ آخر
تمام عمر را با خلق یکسان زی، مباش آنسان
که کوبی کوس صلح اول، نوازی طبل جنگ آخر
نگشته شیرگون موی سیه، دستی به کاری زن
بسا افتاد برف و کاروان را کرد لنگ آخر
اثر نبود بگفتاری که کردار از پی اش نبود
نهال نام نیک آن نیست کارد بار ننگ آخر
جهان با این فراخی بهر مشتاقان نمیدانم
چرا یکباره چون چشم حسودان گشت تنگ آخر
اگر آیینهٔ دل تیره شد از زنگ غم (صابر)
ز جامی میتوان بزدود از این آیینهٔ زنگ آخر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ابراز احساساتی عمیق درباره عشق، تلاش برای رسیدن به مقصود و دوگانگی درون انسان میپردازد. شاعر از دل میخواهد که در عشق راستین بماند و از اشتباهات بپرهیزد. او به یکرنگی و صداقت تأکید میکند و هشدار میدهد که زندگی نباید پر از تضاد باشد. همچنین، او به ناپایداری زندگی و دلایل تبدیل شدن به حالتهای سخت و دشوار اشاره میکند. در پایان، امید به پاک کردن غمها و بازگشت به خلوص درون مطرح میشود.