نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲ مجد همگر

مجد همگر / اشعار متفرقه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مرا جان سوخت از غم ترا دامن نمی‌سوزد

مرا دل خون شد و یک دم دلت بر من نمی‌سوزد

ز آه آتشین من که تابش خرمن مه سوخت

جوی در تو نمی‌گیرد ترا دامن نمی‌سوزد

عجب حالی گر از دردم تن خارا نمی‌نالد

بود نادر گر از دردم دل آهن نمی‌سوزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات از درد و غم ناشی از عشق می‌گوید. او بیان می‌کند که از عشق و غم معشوق زنده است و قلبش خونین شده، اما معشوق هیچ احساسی نسبت به این درد ندارد و دامنش نمی‌سوزد. او به آتشین بودن آهش اشاره می‌کند که حتی نتوانسته تاثیری بر معشوق بگذارد. در انتها، شاعر با تعجب می‌پرسد که چرا چنین دردی که او را می‌سوزاند، بر دل سنگی معشوق تاثیری ندارد.