شمارهٔ ۳۷ مجد همگر
مجد همگر / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
کجاست آن صنم سرو قد سیم اندام
کجاست آن بت خورشید روی ماه غلام
شگرف شاهد شمشاد قد شیرین لب
همای فاخته طوق و تذرو کبک خرام
عقاب کنیه و طاووس حسن و طوطی خط
سیم اندام
شکسته قیمت شکر به لعل مرجان رنگ
ببرده رونق عنبر به خط غالیه فام
گسسته رسته پروین بدان دو رسته در
نهفته چهره چون خور به زلف همچو غمام
به ماه و سرو اگر خوانمش روا نبود
که ماه و سرو ندارند حسن آن مه تام
چو ماه بودی اگر مه در آمدی به سخن
چو سرو بودی اگر سرو برگرفتی گام
نیافت ماه سخنگوی را کسی به جهان
ندید سرو روان را کسی به هیچ ایام
فروغ عارض او از کجا و مه ز کجا
لطافت قد او خود کدام و سرو کدام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی معشوق خود اشاره میکند و او را به زیباییهای مختلفی همچون سرو، ماه، طاووس و غیره تشبیه میکند. او میپرسد که این معشوق با ویژگیهای منحصر به فرد کجاست و بیان میکند که هیچ یک از موجودات زیباییهای طبیعت به اندازه او زیبا نیستند. همچنین لطافت و جذابیت او را نسبت به سایر زیباییها مقایسه کرده و در نهایت از کیفیت و بینظیری او سخن میگوید. شاعر از قدرت و جلوه خاص معشوقش به وجد آمده و به شدت دلتنگ اوست.