قصاید — دیوان اشعار مجد همگر
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ — جهان به کام شود عشق کامران ترا
- شمارهٔ ۵ — ترک من کان دهنش پسته خندان من است
- شمارهٔ ۴ — زهی خواجه صدر انجام غلامت
- شمارهٔ ۸ — تا سوی تگنای دلم یافت راه دوست
- شمارهٔ ۳ — دلا منال به درد از غراب گرد نعیب
- شمارهٔ ۷ — تا شاه نیک عهد سر تخت جم گرفت
- شمارهٔ ۲ — شب وداع چو برداشتن طریق صواب
- شمارهٔ ۶ — تا دورم از جمال و رخ روح پرورت
- شمارهٔ ۱۳ — تا لعل تو از تنگ شکر بار نگیرد
- شمارهٔ ۱۶ — به جان بریم ترا سجده تا به سر چه رسد
- شمارهٔ ۱۰ — چو عکس روی تو پرتو بر آسمان انداخت
- شمارهٔ ۱۱ — تو را چو در همه عالم به حسن یکتانیست
- شمارهٔ ۱۲ — گویی که آن زمان که مرا آفریدهاند
- شمارهٔ ۱۴ — نهادم از بن هر موی برکشد فریاد
- شمارهٔ ۹ — تا بر گلت ز سبزه نگهبان نشسته است
- شمارهٔ ۱۵ — دگر چه چاره کنم عشق باز لشکر کرد
- شمارهٔ ۲۱ — به وقت صبح نشیند کسی چنین بیکار
- شمارهٔ ۱۹ — نه چرخم میدهد کام و نه اختر
- شمارهٔ ۲۰ — چنین شنیدم از آیندگان فصل بهار
- شمارهٔ ۲۴ — زهی زمانه نامهربان نادره کار
- شمارهٔ ۱۸ — جهان مسخر حکم خدایگانی باد
- شمارهٔ ۱۷ — خبر دهید مرا کآن پسر خبر دارد
- شمارهٔ ۲۲ — حذرای عاقلان غافل وار
- شمارهٔ ۲۳ — ای جمال تو رونق گلزار
- شمارهٔ ۲۸ — زهی رویت مه خوبان آفاق
- شمارهٔ ۲۷ — دلم را برد زلف مشک رنگش
- شمارهٔ ۳۲ — کجائی ای رخ تو نوبهار باغ جمال
- شمارهٔ ۳۱ — خجسته بادا فصل ربیع و گردش سال
- شمارهٔ ۲۵ — چو این سخن بشنیدم ز لفظ آن دلدار
- شمارهٔ ۳۰ — بر من زمانه کرد هنرها همه وبال
- شمارهٔ ۲۶ — الا یا مشعبد شمال معنبر
- شمارهٔ ۲۹ — به فال فرخ و روز خجسته سوی عراق
- شمارهٔ ۳۳ — از نام شاهزاده دلم برگرفت فال
- شمارهٔ ۳۴ — جاءالشتاء و مل الدجی ظل
- شمارهٔ ۳۵ — خدایگان سلاطین شهنشه اعظم
- شمارهٔ ۳۶ — که می برد ز من خسته دل به یار پیام
- شمارهٔ ۳۷ — کجاست آن صنم سرو قد سیم اندام
- شمارهٔ ۳۸ — شد چشم جهان روشن و جانها همه خرّم
- شمارهٔ ۳۹ — بهشتی شد دگر عالم چو روی حور عین خرم
- شمارهٔ ۴۰ — شب وداع چو بنمود چرخ آینه گون
- شمارهٔ ۴۲ — الامان الامار جان جهان
- شمارهٔ ۴۱ — چند در دل آتش سود ای جانان داشتن
- شمارهٔ ۴۴ — زهی انا مل و کلکت گره گشای جهان
- شمارهٔ ۴۷ — فخر دارد پارس بر کل اقالیم زمین
- شمارهٔ ۴۶ — زندگانی شهریار زمین
- شمارهٔ ۴۳ — سپیده دم چو دمیدن گرفت بوی چمن
- شمارهٔ ۴۵ — چیست آن گوهر که می زاید ز دو دریا روان
- شمارهٔ ۴۸ — زمین به امن شد آراسته زمان به امان
- شمارهٔ ۵۱ — دوش چو کرد آسمان افسر زر ز سر یله
- شمارهٔ ۵۰ — چشم تر کن به فراق من مسکین ای ماه
- شمارهٔ ۴۹ — ای تو به جاه خسرو صاحب نشان شده
- شمارهٔ ۵۳ — اکنون که یافت دهر کهن خلعت نوی
- شمارهٔ ۵۲ — ای آنکه چو باد ناتوانی
- شمارهٔ ۵۴ — کمر می بندی ای یار سپاهی
- شمارهٔ ۵۵ — ای چهره تو آینه صنع خدایی
- شمارهٔ ۵۶ — کجاست در همه ملک جهان سلیمانی