نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ مجد همگر

مجد همگر / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز پیش از آنکه برتابی عنانت

دلم همراه شد با کاروانت

همی سوزد در آتش از غم آن

که باد سرد یابد گلستانت

ز بیم آنکه در ره رنج یابد

مسلسل مشک و رنگین ارغوانت

ز گرد شاهراه آید گزندت

ز تاب آفتاب آید زیانت

ز زین آزرده گردد کوه سیمت

هم از بار کمر نازک میانت

مران یکران سبک چندانکه در راه

شود یکرانِ دوران زیر دورانت

بدارش یک زمان تا چون دل خویش

بگیرم تنگ در بر یک زمانت

بمالم چهره بر پای و رکابت

ببارم اشک بر دست و عنانت

بنالم با نوای رود سازت

بگریم بر سرود پاسبانت

نشانی راست ده زان مقصد و جای

به راه آورد و با دیر مغانت

نجیب دامغانی را چو بینی

در این دو موضع و داند زبانت

بگوی او را ز راه مهربانی

عفاالله زان دل نامهربانت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلتنگی است. شاعر از نگرانی‌ها و غم‌های ناشی از جدایی و دوری از معشوق صحبت می‌کند. او به کاروان معشوق اشاره می‌کند و از دل burning خود به خاطر رنج‌هایی که ممکن است در مسیر بر او وارد شود، گله می‌کند. شاعر از زیبایی‌های معشوق و آسیب‌هایی که ممکن است به او برسد صحبت می‌کند و آرزو دارد که در کنار او باشد، تا بتواند احساس عشق و محبتش را ابراز کند. در پایان، شاعر از شخصی به نام نجیب دامغانی می‌خواهد تا پیامی از او به معشوق برساند و به او بگوید که از حوادث تلخ دلگیر نباشد.