غزلیات — دیوان اشعار مجد همگر
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۵ — در عشق هیچ درد چو درد فراق نیست
- شمارهٔ ۶ — جانا اگرت در دل زایزد خبری ماندهست
- شمارهٔ ۲ — گر تو پنداری که عشقم هر دم افزون نیست هست
- شمارهٔ ۸ — آخر شبی ز لطف سلامی به ما فرست
- شمارهٔ ۱ — خیال روی تو یکباره برد خواب مرا
- شمارهٔ ۴ — در جهان دلشدهای نیست که غمخوار تو نیست
- شمارهٔ ۳ — تا نگویی که مرا بیتو شکیبایی هست
- شمارهٔ ۷ — حسن جهانگیر تو مملکت جان گرفت
- شمارهٔ ۱۲ — غم عشق تو یکدمم کم نیست
- شمارهٔ ۱۳ — دم فروکش دلا که همدم نیست
- شمارهٔ ۹ — در چنین عشق مرا برگ تنآسانی نیست
- شمارهٔ ۱۰ — ز پیش از آنکه برتابی عنانت
- شمارهٔ ۱۱ — کسی که بر لب لعل تو کامرانی یافت
- شمارهٔ ۱۴ — آن دل که جو جانش داشتم نیست
- شمارهٔ ۱۵ — یا جانم ازین قالب دلگیر برآرید
- شمارهٔ ۱۶ — چون زلف سرفشان تو در تاب میرود
- شمارهٔ ۱۹ — یا ترک من بی دل غمخوار بگوئید
- شمارهٔ ۲۲ — تا سر زلف تو شوریده و سرکش باشد
- شمارهٔ ۲۱ — اگر به صبر مرا با تو چاره باید کرد
- شمارهٔ ۲۳ — دلی که با غم عشق تو همنشین گردد
- شمارهٔ ۱۷ — چو غنچه وقت سحر حلّهپوش میآید
- شمارهٔ ۲۰ — اگر شکایتم از هجر یار باید کرد
- شمارهٔ ۲۴ — ای که بی چشم تو چشمی چشم من جز تر ندید
- شمارهٔ ۱۸ — نه چو رخت ماه سخنگو بود
- شمارهٔ ۲۶ — بر من همه خواری از دل آمد
- شمارهٔ ۲۹ — درد عشقت ز جان توان پرسید
- شمارهٔ ۳۱ — بسوختیم و ز ما هیچ بر نیامد دود
- شمارهٔ ۳۰ — مژده که جان نازنین باردگر به تن رسید
- شمارهٔ ۳۲ — خدای جز به توام کام دل روا مکناد
- شمارهٔ ۲۵ — کجا از دوزخ اندیشد تنی کز مهر تو سوزد
- شمارهٔ ۲۸ — نیست روزی که مرا از تو جفائی نرسد
- شمارهٔ ۲۷ — گر یاد رنگ رویت در بوستان برآید
- شمارهٔ ۳۸ — سر آن ندارد این دل که ز عشق سر ندارد
- شمارهٔ ۳۶ — خورشید رخت چون ز سر کوی برآید
- شمارهٔ ۳۷ — غم از دلم به جدائی جدا نمی گردد
- شمارهٔ ۳۵ — تالعل تو سنگبار باشد
- شمارهٔ ۳۹ — یا آن دل گم گشته به من باز رسانید
- شمارهٔ ۳۴ — شکری نیئی شکر کو چو تو خوش دهان ندارد
- شمارهٔ ۳۳ — هر شب چو ز هجر تو دل تنگ بنالد
- شمارهٔ ۴۰ — دلبرا دوش در آن عیش منت یاد نبود
- شمارهٔ ۴۱ — ترا تا دل بسان سنگ باشد
- شمارهٔ ۴۲ — حبذا نزهت بادی که ز بغداد آید
- شمارهٔ ۴۷ — بردی دل من ز چشم مخمور
- شمارهٔ ۴۵ — آخر ای باغ امیدم گل شادی به برآر
- شمارهٔ ۴۴ — شکرش در سخن گهر ریزد
- شمارهٔ ۴۶ — یارب این واقعه کی بر دل من کرد گذر
- شمارهٔ ۴۳ — مراد من ز وصال تو برنمیآید
- شمارهٔ ۴۸ — دروغ گفته ام ار گفته ام شدم ز تو دور
- شمارهٔ ۵۶ — تا کی من از فراق تو رنج و بلابرم
- شمارهٔ ۵۰ — ای ز بوس تو نقل من بسیار
- شمارهٔ ۵۱ — دلبرا بر کش نوا با ناله زارم بساز
- شمارهٔ ۵۴ — کس نیست زین صفت که منم در بلای عشق
- شمارهٔ ۴۹ — نه جان در کار عشقت کردم آخر
- شمارهٔ ۵۲ — ای بیحذر ز سوز من بیخبر بترس
- شمارهٔ ۵۵ — ای زلف تو آشیانه دل
- شمارهٔ ۵۳ — دلم خرید غم و جان فشاند در قدمش
- شمارهٔ ۵۸ — بیا متاب ار زلف پرتابت بگیرم
- شمارهٔ ۵۹ — گر شبی بر لب شیرین تو فرمان بدهم
- شمارهٔ ۶۰ — نه وصل تو می دهد پناهم
- شمارهٔ ۶۱ — ز عشقت سینه پر سوز دارم
- شمارهٔ ۶۲ — می گلرنگ دوست میدارم
- شمارهٔ ۶۳ — یارب آن روی است یا صبح است یا ماه تمام
- شمارهٔ ۶۴ — بلای دل بسی دارم دوای دل نمیدانم
- شمارهٔ ۵۷ — دلم خون گشت و دلداری ندارم
- شمارهٔ ۶۵ — چه میل است این که من سوی تو دارم
- شمارهٔ ۶۸ — جانا به صبوح خرمی کن
- شمارهٔ ۶۶ — به جان تو که به جان رهی نگاه مکن
- شمارهٔ ۷۲ — بیا کز جان و دل به در خوری تو
- شمارهٔ ۷۱ — چو تو دلبر به زیبائی به عالم در که دید ای جان
- شمارهٔ ۶۷ — امید از وصل تو نتوان بریدن
- شمارهٔ ۶۹ — صبح است یا نور قمر یا آینه یا روست آن
- شمارهٔ ۷۰ — مردمان گوش کنید انده تنهائی من
- شمارهٔ ۷۶ — گرفتم رای پیوندی نداری
- شمارهٔ ۸۰ — ای دریغا گر شبی او را نهان بگرفتمی
- شمارهٔ ۷۷ — دیدی که مهر ما به چهسان خوار داشتی
- شمارهٔ ۷۳ — عید آمد ای نگارین بردار جام باده
- شمارهٔ ۷۹ — ای وصل تو اصل دلفروزی
- شمارهٔ ۷۵ — روح محضی بدان طربناکی
- شمارهٔ ۷۸ — ای صبرم از فراق تو بر باد دادهای
- شمارهٔ ۷۴ — ای چون دل و جان بر من گرامی
- شمارهٔ ۸۱ — ای دل چه اوفتادت کز ما جدا فتادی
- شمارهٔ ۸۲ — باز این چه شور و فتنهست کاندر جهان فکندی
- شمارهٔ ۸۸ — ای چون حیات شیرین، وی چون روان گرامی
- شمارهٔ ۸۵ — آن روی چون بهارت رشک نگار چینی
- شمارهٔ ۸۳ — چند بنیاد جگرخواری نهی
- شمارهٔ ۸۷ — این چه ننگ است که بر روی چو ماه آوردی
- شمارهٔ ۸۶ — گر با تو زبانی شودم هر سر موئی
- شمارهٔ ۸۴ — ای که به روی چون سمن رشک بهار و سوسنی
- شمارهٔ ۹۴ — دلکم برد به شیرین سخنک هندوکی
- شمارهٔ ۹۶ — گر روی شادی دیدمی کی تکیه بر غم کردمی
- شمارهٔ ۸۹ — بیا بیا که شدم درغم تو سودائی
- شمارهٔ ۹۰ — باز این چه فتنهایست که در ما فکندهای
- شمارهٔ ۹۲ — پیداست خود که نیست ترا رای آشتی
- شمارهٔ ۹۳ — ای ترک دلستان صنم چین من توئی
- شمارهٔ ۹۵ — ای به اصل پاک و گوهر بر شهانت سروری
- شمارهٔ ۹۱ — دل ز من بردهای و میدانی
- شمارهٔ ۹۷ — ترا سزد که کنی دعوی جهانداری