نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳ مجد همگر

مجد همگر / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر شب چو ز هجر تو دل تنگ بنالد

از سوز دلم سنگ به فرسنگ بنالد

هر صبحدم از درد فراق تو بنالم

زانگونه که در وقت سحر چنگ بنالد

از ناله من در غم تو کوه بگرید

وز گریه من هر سحری سنگ بنالد

بلبل به گلستان بخروشد چو دل من

وز آرزوی آن رخ گلرنگ بنالد

چون زهره سحرگه ز افق چنگ بسازد

با من به همان ناله و آهنگ بنالد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دل تنگی و درد ناشی از دوری معشوق سخن می‌گوید. او هر شب از شدت احساساتش ناله می‌کند و توصیف می‌کند که چگونه دلش به خاطر فراق معشوق بسیار رنج می‌کشد. او در صبح‌ها نیز از این درد می‌نالد به گونه‌ای که انگار کوه‌ها و سنگ‌ها هم از غم او گریه می‌کنند. شاعر به بلبل نیز اشاره می‌کند که همچون دل او در آرزوی گل رنج می‌برد و در نهایت، او به ناله‌های سحرگاهی و هماهنگی آن با احساسات خودش اشاره می‌کند. به طور کلی، شعر بیانگر عمیق‌ترین احساسات عاشقانه و غم فراق است.