نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۸ مجد همگر

مجد همگر / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

جانا به صبوح خرمی کن

با ما به نشاط همدمی کن

ایام بهار خرم آمد

ای باغ بهار خرمی کن

یک لحظه فراغت دل خویش

در کار دل من غمی کن

از پرده دری چو صبح تا چند

یکچند چو شام محرمی کن

من خاک رهم تو آفتابی

آخر نظری سوی زمی کن

یا چون پری از نظر نهان شو

یا میل به خوی آدمی کن

ای داروی درد دردمندان

با این دل ریش مرهمی کن

نه مردمی از جهان برافتاد

ای مردم دیده مردمی کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به دعوت به خوشی و شادی در ایام بهار پرداخته و از دوست می‌خواهد که با او همراهی کند. شاعر از زیبایی‌های بهار و لزوم بهره‌مندی از لحظات شاد زندگی صحبت می‌کند و تأکید دارد که از غم‌ها فاصله بگیرد. به بیان دیگر، شاعر در پی ایجاد ارتباطی صمیمانه و محرمیت با دوستش است و از او درخواست می‌کند که در این لحظات خوش از غم و اندوه دوری کنند و به همدلی و انسان‌دوستی بپردازند.