نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۶ مجد همگر

مجد همگر / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

گرفتم رای پیوندی نداری

به عشوه هم زبان‌بندی نداری

به لابه تا کی‌ات گویم مرا باش؟

بگو آری که سوگندی نداری

امید آرزو از تو که دارد

که پاس آرزومندی نداری

مکن یکچند با من سردمهری

که رونق بیش یکچندی نداری

اگر چه در میان خوبرویان

به لطف و حسن مانندی نداری

ز چندان گنج حسن آخر بدیدم

که جز طرّه پس افکندی نداری

مکن بر من سرافرازی که باری

چو سلغر شه خداوندی نداری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از محبوب خود می‌خواهد که به او جواب مثبت بدهد و عشقی sincere نشان دهد. او احساس می‌کند که محبوبش هیچ تعهدی نسبت به او ندارد و به وفاداری او شک دارد. شاعر نگران سردی و بی‌محبتی محبوبش است و از او می‌خواهد که این رفتار را تغییر دهد، زیرا او چیز زیادی برای از دست دادن ندارد. در نهایت، او به زیبایی و جذابیت محبوب اشاره می‌کند و می‌گوید که با وجود زیبایی‌اش، اگر وفاداری نداشته باشد، ارزش چندانی ندارد.