نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۷ مجد همگر

مجد همگر / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دیدی که مهر ما به چه‌سان خوار داشتی

عهد مرا چگونه سبکبار داشتی

دیدی که تا ز مهر تو تیمار داشتم

ما را چگونه در غم و تیمار داشتی

تا داشتم چو جان و دلت داشتم عزیز

تا داشتی چو خاک رهم خوار داشتی

بس روز تا شبم ز خور و خواب بستدی

بس شب که تا به روزم بیدار داشتی

ز اوّل که لاف دوستی و مهر ما زدی

با ما نه زین صفت سرِ آزار داشتی

تا نقطه وفای تو درسینه داشتم

سرگشته‌ام به صورت پرگار داشتی

یکچند داشتی دل و پس کشتیش به جور

چندین زمانش از پی این کار داشتی

امسال با که داری کز ما بریده‌ای

آن رغبتی که در حق ما پار داشتی

در خاطرت نیامد کآخر به عمر خویش

بیچاره‌ای شکسته‌دلی یار داشتی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات ناامیدی و غم ناشی از خیانت و فراموشی در یک رابطه عاشقانه اشاره دارد. شاعر شخصی را خطاب قرار می‌دهد که در گذشته مهر و محبت زیادی به او داشته، اما اکنون با خیانت و بی‌اعتنایی او مواجه است. شاعر از لحظات تلخ و دشواری که تجربه کرده صحبت می‌کند و به یاد می‌آورد که چطور عشقش را بی‌قدر دانسته‌اند. در نهایت، از طرف مقابل می‌پرسد که حالا با چه کسی است و به یاد می‌آورد که این فراموشی و بی‌توجهی چقدر برایش دردناک است.