شمارهٔ ۲۷ مجد همگر
مجد همگر / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دور دور خر است و کره خران
گر ترا باور آید ار ناید
گر عزیز نبی شود زنده
جز خرش هیچ در نظر ناید
ور فرود آید از فلک عیسی
جز به خر می سوار برناید
اربگردد همه جهان دجال
خر به پشت خر از مقر ناید
ور سر از خاک برزند قارون
جز خریدار کره خر ناید
به نسیم خرد تبسم کن
کز دم خر به جز به خر ناید
مجد با خر مگوی راز خران
که ز خر بر خرد ضرر ناید
در خری خرخر و تو عشوه مخر
که به جز خرخری ز خر ناید
ور به روی تو برکشند خری
از من رو کشیده زر ناید
ور به خر داده اند شغل ترا
جز به آنش به کار برناید
روز خر نامه خوان ولیک بدان
که ز خر نامه خوان هنر ناید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بر نکتهای کلیدی تأکید دارد که خر نماد سادهلوحی و ناتوانی در فهم عمیق است. هر جا که از خر و کرهاش سخن به میان میآید، نشاندهنده این است که صرفاً با ظاهر نمیتوان به عمق واقعیت پی برد. شاعر با استفاده از تصاویر مختلف و مثالهایی درباره شخصیتهای بزرگ، به این نکته اشاره میکند که در حقیقت هیچ چیز جز خر و مسائل آن در نظر نمیآید. در واقع، همه چیز به نوعی به خر برمیگردد و ارجاع به واقعیتهای زندگی را در چهارچوب سادگی و عجز محدود میکند. به عبارت دیگر، درک و فهم عمیق از زندگی فراتر از ظواهر نیازمند بینش بیشتری است و نمیتوان صرفاً بر اساس تجارب سطحی قضاوت کرد.