شمارهٔ ۲۸ مجد همگر
مجد همگر / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
یک راست شنو که از چپ و راست
بر بنده فرشتگان گواهند
از ظلم تو در همه ممالک
مردم به خدای می پناهند
گر پیشه ورند و گر دبیرند
گر برزگرند و گر سپاهند
یا خسته روان و دردمندند
یا بسته زبان و دل تباهند
پاک از زر و سر نیند ایمن
گرچه همه پاک و بیگناهند
گر تو ز خصال بد بکاهی
ایشان ز دعای بد بکاهند
خواهند که رسته شان کند حق
زین عمر که جفت درد و آهند
چون در حق خویش این سگالند
آنانکه دعات صبحگاهند
از جور تو در دعا چه خوانند
وز بهر تو از خدا چه خواهند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان ظلم و ستمی میپردازد که از سوی شخصی صورت میگیرد و تأثیرات منفی آن بر مردم جامعه را توصیف میکند. مردم از قشرهای مختلف، اعم از هنرمند، دبیر، کشاورز و نظامی، به خدا پناه میبرند و در تلاشند که از درد و رنج خود رها شوند. آنها با دعاهایشان خواستار رهایی از ظلم هستند و از خداوند، درخواستی جز عدالت و رهایی از ستمگر ندارند. شاعر به جنبههای انسانی و محنتهای مردم در مقابل مشکلات اشاره میکند و احساس ناامیدی و درخواست کمک آنها را به تصویر میکشد.