شمارهٔ ۵۵ مجد همگر
مجد همگر / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
زمین با فلک گفت دوش از سر عجز
و فی الله من کل حطب جنابک
چرا رونق و رسم و آئین نمانده ست
ز ملکی که راند اردشیر بن بابک
فلک گفت بینی و دانی و پرسی
دریغا اتابک دریغا اتابک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، زمین به فلک میگوید که شب گذشته از شدت ناتوانی از او درخواست کرده و از اینکه در دنیای امروز رونق و آیینها رواج ندارد، شاکی است. او به دوران اردشیر بن بابک اشاره میکند که در آن زمان وضعیت بهتر بود. فلک هم پاسخ میدهد که تو میدانی و میفهمی، و به شدت از حال حاضر و شرایط افسرده و ناامید است. عبارتی مانند "دریغا اتابک" نشاندهنده حسرت و اندوه زمین از وضع کنونی است.