نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱ مجد همگر

مجد همگر / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به حکم صدر معظم معین دولت و دین

ز گفته های خود او را نشان فرستادم

از آسمان سخن آمد نخست و من امروز

به یک اشارت بر آسمان فرستادم

ز عز و جاهش گفتم که جان فرستم پیش

چو جان حزین بد فرزند جان فرستادم

مرا تبیست کرم را که شمه آن باشد

که منعمی کند انفاق صد هزار درم

کرم همه نبود آنکه صاحب بخشش

ز تن قبای ببخشد و یا ز کیسه درم

لطیفه هاست کرم را به اختیار کریم

که بی وسیلت دست میانجیی به قلم

به صد هزار درم هر کسی نهد منت

که از خزانه وی یک درم نیاید کم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به بیان کرم و نوع دوستی خداوند و معانی عمیق آن می‌پردازد. شاعر از عظمت و جلال الهی سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که نعمت‌ها و انفاق‌های خداوند تنها مختص به بخشش مالی نیست، بلکه شامل جنبه‌های دیگر نیز می‌شود. او به نوع دوستانه و بی‌منت پروردگار اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی یک درم از خزانه او کم نخواهد شد. در نهایت، شاعر با اشاره به خود و دیگران، قدرت و توانایی کریم را در کمک و بخشش نمایان می‌سازد.