شمارهٔ ۶۰ مجد همگر
مجد همگر / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
به حکم قاطع مخدوم سرور اسلام
بهاء ملت و دین خواجه سپهر غلام
کمینه چاکر محکوم بنده فرمانش
به دست خویش که فرمانده است بر اقلام
به چند ساعت روز و کم از دو دانگ شبی
کتاب قصه سلجوقنامه کرد تمام
به سال ششصد و شصت و نه از حساب عرب
شب دوشنبه فرخنده سلخ ماه صیام
شدند سلجقیان و ز نام نیکوشان
بمانده در همه ایران به خیر و خوبی نام
مقامشان به بهشت است از آن خصال حمید
بلی بهشت برین نیکمرد راست مقام
مدام خواجه ما در عراق همچو بهشت
به جای سلجقیان پادشاه باد مدام
به نیم ساعت ازین بیت نیز فارغ شد
ضمیر مجد که مداح خواجه باد مدام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به مدح و تمجید از یک مقام بزرگ میپردازد که به دلیل خدمات و ویژگیهای نیکو، مشمول رحمت و نعمت الهی قرار دارد. او به ذکر تاریخ و زمان تکمیل کتاب "سلجوقنامه" اشاره میکند و به نزدیکی این مقام به بهشت و صفات حمیدهاش تأکید میکند. در نهایت، شاعر ابراز میدارد که مداح این شخصیت بزرگ است و امیدوار است که او همیشه در مقامش باقی بماند.