شمارهٔ ۶۲ مجد همگر
مجد همگر / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
چه شد امسال یارب ای مخدوم
که من رنج دیده مظلوم
بعد ده سال حق بر این دولت
گشتم از هر مراد دل محروم
کار من بنده خدمت است و دعا
وندر این هر دو بوده ام ملزوم
پر نشد معده زمین ز طعام
و آسمانها تهی نشد ز نجوم
دهر و دوران همان ستمکارند
و آدمی همچنین جهول و ظلوم
نه منم عاطل از فنون هنر
نه توئی خالی از فروغ علوم
نه تو مفلس شدی و من منعم
نه تو خادم شدی و من مخدوم
تو همان مالکی و من مملوک
تو همان حاکمی و من محکوم
هست مصراع شعر خواجه نظم
رحمه الله سنائی مرحوم
رزق بر تست هر چه خواهی کن
خواه احسانش خوان و خواه مرسوم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر، احساس ناامیدی و کمبود امید شاعر را به تصویر میکشد. او از خداوند میپرسد که چرا بعد از سالها خدمت و دعا از خواستههایش محروم مانده است. شاعر اشاره میکند که در دنیا تعدادی ظلم و ستم وجود دارد و انسانها نمیتوانند از آن رها شوند. او همچنین به اختلافات بین افراد، مانند خادم و مخدوم، مالك و مملوك اشاره میکند و اینها را نتیجه وضعیت نابرابر جامعه میداند. در نهایت، شاعر از خدا میخواهد که روزی و برکات را به او عطا کند، خواه به شکل احسان باشد یا به صورت معمول.