نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵ مجد همگر

مجد همگر / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خورشید چو از حوت سوی خانه بهرام

بخرام از خانه سوی گلزار گه شام

زان پیش که آغاز کند خوی تو خامی

برخیز به گه ساقی و پیش آر می خام

تو یار شو ای یار اگر دهر نشد یار

تو رام شو ای دوست اگر دور نشد رام

گر چرخ به کام تو نگردد تو بگردان

دوری دو به کام دل من جام غم انجام

تا بر رخ تو نوش کنم مایه شادی

بر یاد وزیر الوزراء خواجه اسلام

دارای جهان گیر جهان دار جهان بخش

دستور خطاپوش عطاپاش عطانام

آن خواجه که شد جای خلافت به وی آباد

وان صدر که بگرفت زمانه به وی آرام

حلمش سبب گردش تابنده افلاک

امرش علل جنبش بی فترت اجرام

در عهد همایون وی آرامگه شیر

خفتنگه آهو بره شد در طرف شام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به توصیف لحظاتی زیبا و شاعرانه از زندگی و طبیعت می‌پردازد. در ابتدا، شاعر به تغییرات روز و شب و نقش خورشید اشاره می‌کند و از یار خود می‌خواهد که برای خوشی و شادمانی به او بپیوندد. سپس به اهمیت و مقام والای یک شخصیت سیاسی اشاره می‌کند که در زمان خود به موفقیت‌های زیادی دست یافته و آرامش و مدیریت خوبی را در مملکت برقرار کرده است. شاعر به صفات خوب او، مانند حلم و دانش، اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که او نقش مؤثری در نظم و آرامش جهان داشته است. در نهایت، شاعر از حس آرامش و زیبایی همراه با یاد آن شخصیت بزرگ سخن می‌گوید.