شمارهٔ ۷۹ مجد همگر
مجد همگر / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
تن در غم جانگداز دادن
جان در پی کرم آز دادن
بینی و لب و زبان و دندان
در پتک و دهان گاز دادن
درمصطبه معتکف نشستن
ترک ورع و نماز دادن
دل را به هزار پاره کردن
هر پاره به چرغ و باز دادن
صد نافه مشک را به بازار
در عرض یکی پیاز دادن
با زنگی رند مست خفتن
ترک اتز و ایاز دادن
تقریر معاملات و شرکت
با دزد و قمارباز دادن
کوتاهی عمر را گزیدن
تن را به سگ و گراز دادن
حقا که هزارباره به زان
کآن دل به علی دراز دادن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان حال و روز انسان پرداخته و به نقد رفتارهایی میپردازد که موجب افسردگی و رنج او میشود. شاعر به تلخی از انتخابهای نادرست انسان، همچون تسلیم شدن در مقابل مشکلات، خیانت به خود و دین، و قربانی کردن سلامتی و عمر برای چیزهای بیارزش صحبت میکند. او همچنین میگوید که دل را هزار بار میشکند و به بیرحمی آن را به دیگران میسپارد، در حالی که در نهایت باید به حقایق عمیقتری، مانند عشق به علی، توجه کند. شعر بیانگر ناامیدی و کماهمیتی زندگی روزمره است و به خواننده یادآوری میکند که باید به ارزشهای حقیقی و معنوی توجه کند.