شمارهٔ ۱۸ سید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دل در طراز حلقه زلفت در اوفتاد
جان گرچه نقش بست ز دل برتر اوفتاد
در دام طره تو که پر دانه دل است
سیمرغ حسن تو چه عجایب در اوفتاد
دل خو گرفته بر رخ و رخساره تو دید
مسکین پیاده بود دلش در بر اوفتاد
گفتم که بر من آید دردا که رایگان
بیماری دو چشم تو بر عبهر اوفتاد
خورشید گرد سایه تو ناشکافته
هر ذره را هوای تو اندر سر اوفتاد
روزی نگر که طوطی جانم سوی لبش
بر بوی پسته آمد و بر شکر اوفتاد
این هم بر این نسق که ز کلک نجیب دین
گرچه شبه نمود همه گوهر اوفتاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر بیان میکند که دلش به زلف معشوق گرفتار شده و حتی جانش نیز تحت تأثیر دل قرار گرفته است. او از دامی که موهای معشوق بر دلش نهاده سخن میگوید و به عجایب زیبایی او اشاره میکند. دل او که به زیبایی معشوق خو گرفته، در نهایت به او میافتد. شاعر در ادامه از چشمهای بیمار معشوق صحبت میکند که تأثیری عمیق بر روح او دارد. همچنین، او به تمثیلهایی مانند خورشید و طوطی اشاره میکند که نشاندهنده علاقه و اشتیاق او به معشوق است. در نهایت، شاعر به تأثیر کلمات و نوشتههای خود در بیان احساسات عاشقانه اشاره میکند.